الکی خوشیم

سـلام فـریـد هستـم خـوش اومــدین خدا قوت مرسی سر زدین ♥ . راستی کاش یه نظر کوچولو میدادی بعد میرفتی☺ اگه حاضر به تبادل لینک بودی تو نظرات بنویسید . ☻ *-*-*☺-*-*-*-*☻-*-*-*-☺*-*- ☻ امیدوارم بهت خوش بـگـذره ♥ هر چیزی خواستی لطفا تو نـظرات بگو♥ ☺☺☺دوستان این وبلاگ مدت زیادی کلا حذف شده بود دوباره نظراتونو بدین لطفا تا جون بگیره وبلاگ ممنون☺☺

بخش اس ام اس (+18)

دسته بندی :

سلام دوستان ناراحت نشید از این اس ها با جنبه ها بخونن . . .

♥♥♥♥----------========+++++++++*****************

بلافاصله بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد… همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد… زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز کنه… همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود… تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان ۱۰۰۰ دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین!… بعد از چند لحظه تفکر ، زن پیتر حوله رو میندازه و رابرت چند ثانیه تماشا می کنه و ۱۰۰۰دلار به زن پیتر میده و میره… زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و به حمام برگشت… پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود… پیتر گفت: خوبه… چیزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!

-----------------------------------------------------------------------------

پنج نوع کردن داریم : 1 فکر بد کردن 2 . بازی کردن 3. پرتاب کردن 4. شوخی کردن 5 . بسوزه دماغ اونایی که فکر بد کردن .

 =========================================

یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه که با ماشین برسوندش به مقصدش… راهبه سوار میشه و راه میفتن… چند دقیقهء بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشیش زیر چشمی یه نگاهی به پای راهبه میندازه… راهبه میگه: پدر روحانی ، روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار… کشیش قرمز میشه و به جاده خیره میشه… چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و کشیش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس میده… راهبه باز میگه: پدر روحانی! روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار!… کشیش زیر لب یه فحش میده و بیخیال میشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه… بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: «به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی»!

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

یه روز اقا گرگه میره دمه خونه شنگول و منگول در میزنه مامان شنگول و منگول درو باز می کنه میگه بیا تو بچه ها نیستند

..............................................................................................................

من خیلی خوشحال بودم… من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم… والدینم خیلی کمکم کردند… دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود… فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود… اون دختر باحال ، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم… یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی… سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همین الان ۵۰۰ هزار تومن به من بدی بعدش حاضرم با تو سکس داشته باشم. من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم… اون گفت: من میرم توی اتاق خواب و اگه تو مایل به این کار هستی بیا پیشم… وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم… یهو با چهرهء نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی… ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم… ما هیچکس بهتر از تو نمی تونستیم برای دخترمون پیدا کنیم… به خانوادهء ما خوش اومدی!

نتیجهء اخلاقی: همیشه کیف پولتون رو توی داشبورد ماشینتون بذارید.

-----------------------------------------------------------------------------------------

آخرین خبر از جهنم : دستشویی هر جفت شیرش آب گرمه

=================================================

داشتیم خیلى شنگول تو خیابون قدم میزدیم که یهو صداى ترمز شدیدى اومدو دوتا پا که یکى عمودى یکى افقى رو هوا بود... 
خلاصه ملت جمع شدن بالاسر یارو که در این هنگام راننده پیاده شد و در کمال خونسردى گفت:آقا چیزیتون شد؟
یارو هم با همون وضع و صورت خونى مالى در حالیکه به سختى نفس میکشید گفت: ... پَـــ نَ پَــــ خودمو انداختم زمین از داور پنالتى بگیرم!
راننده گفت: نمکدون منظورم اینه که میخواى زنگ بزنم اورژان...س؟
یارو گفت: پَـــ نَ پَــــ زنگ بزن برنامه نود عادل اینا کارشناسى کنن صحنه پنالتى بود یا نه..
---++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++